خدایا… من آدم خوبی هستم؟

فصل ۱: پسرِ “خوب”پارسا بیستساله بود؛ از آن مدل پسرهایی که وقتی وارد جمع میشوند، نگاهها ناخودآگاه رویشان میماند. نه فقط به خاطر چهرهاش—به خاطر اعتمادبهنفسی که مثل کتِ اندازه تنش بود. بین رفقا به “آدم حسابی” معروف بود. خودش…


